تبليغاتX
تپش بی صدا


تپش بی صدا





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

ما اومديم.............

سلام كا

ما اومديم ؟

چه خبرا؟

كا ما نبوديم خوش مي گذشت؟

مراتونو عشقه ما رو لايق يه نظر هم ندونستين.

صفاتونو....................


نويسنده: امیر amir مورخ: پنجشنبه 1388/04/18 در ساعت: 7:20 بعد از ظهر
|+|

اشك

تپش بي صدا

اشك عاشق

بنام آنكه اشك را آفريد تا آشيانه غصه هاي كوچك درونم را از ميان صخره هاي سياه زندگي پاك كند .

بنام آنكه اشك را آفريد تا شعله هاي نفرت درن را پاك سازد .

بنام آنكه اشك را بدون هيچ خواسته اي براي عاشق نيازمند آفريد  .

عاشقي كه غصه هايش ابديست و شاديش لحظه ايست

عاشقي كه عاشق عشقي شده كه هنوز او را نديده اما برايش دلتنگي ميكند  .

دوستش دارد اما نميداند كه او چنين است يا ...

بغض گلويش را دوست دارد چون زيباترينش را تا ابديت از نگاهش جدا نمي سازد .

 


نويسنده: امیر amir مورخ: یکشنبه 1387/05/20 در ساعت: 6:17 بعد از ظهر
|+|

غرور

غـــــرورر تپش بي صدا

غرور از تپش بي صدا

غـــــرورر تپش بي صدا

 

تا حالا شده به خاطر غرورتون از كسي كمك نخوايد؟

تاحالا شده به خاطر غرورتون حاظر به گفتن يه كلمه  زيبا ،يه كلمه ساده ،يه كلمه اي كه همه مشكلات بين تو ديگري رو رفع ميكنه رو نگيد ... يه ببخشيد كه ميتونه رابطه ها رو بيشتر كنه يا اينكه ...

يا اينكه حد اقل اختلاف ها رو از بين ببره... نميدونم چرا... آه نمي دونم چرا اين غرور اين قدر زندگيمو تلخ كرده آخه چرا ؟

مگه من چه گناهي دارم كه اين احساس والاتر بودن مظخرف بايد اينطوري آروم آروم منو از بين ببره؟

آخه به كي اين قدر بد كردم كه بايد اين طوري از تو بسوزم و يه زره يه زره از بين برم ؟

تا حالا شده به خاطر اين غرور بي مورد از  ناراحتي تا چند روز نتوني غذا بخوري و اين قدر ناراحت باشي كه دلت بخواد خودتو بزني از اين دنيا راحت بشي ؟

تا حالا شده به خاطر همين غرور بي معني غروبا دل بگيره ؟

تا حالا شده به خاطر اين احساس كثيف هميشه غمگين باشي ؟

نمي دونم گفتنش چي از آدم كم مي كنه كه هر وقت خواستم بگم مثل اينكه  قلبم از تپش سريع ميخواد تا آخر هستي صداشو از دست بده و بعد از گفتن اين كلمه قشنگ و پر معنا از عصبانيت زانوهام سست ميشه و نمي تونم پيش طرف مقابل بايستم ؟

 


نويسنده: امیر amir مورخ: چهارشنبه 1387/05/09 در ساعت: 12:24 بعد از ظهر
|+|